تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

62

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

قيصر ، پيش از آنكه او را آزاد كند ، مال فراوانى بگرفت و دماغ او را ببريد ، و بعضى گفته‌اند كه او را بكشت « 1 » . در كوههاى تكريت ، ميان دجله و فرات ، شهرى بود به نام حضر « 2 » . در آنجا

--> ص 235 ) . به گفتهء de bode درازى سدّ ششصد گام است كه با هزار ذراع مذكور متن ( 1500 پا ) تا اندازه‌اى قابل تطبيق است . نام بند قيصر كه امروز هم به اين سدّ داده مىشود مبيّن رومى بودن اصل اين سدّ است . شركت اسراى رومى در بناى اين سدّ و بناهاى ديگر شاپور خيلى محتمل است . رومىها در سر تا سر دورهء سلطنت ساسانى حتّى در فنّ و صنعت نيز بر ايرانيان برترى داشتند . سدّ ششتر در مشرق از جملهء عجائب عالم محسوب مىشد ( رجوع شود به حمزه 48 و به اصطخرى 92 و 89 و به مسعودى جلد 2 ص 184 كه بناى اين سدّ را به شاپور دوّم نسبت مىدهد ؛ و به ابن بطوطه چاپ قاهره جلد 1 ص 114 ) . ( 1 ) - شرقىها دربارهء سرنوشت والرين بيشتر در ابهام و تاريكى هستند تا غربيها كه دست‌كم مىدانند كه او هرگز رهائى نيافت . اخبار شكنجه‌هائى كه بر او آمده است و نيز اخبار قتل او مستند نيست ، به خصوص كه اين اخبار از خصومت مسيحيان با والرين سرچشمه مىگيرد ؛ ولى البتّه عكس مطلب را نيز نمىرساند . ( 2 ) - در برابر استحكامات نيرومند هترة Hatra ( به سريانى حترا ، ; Spic . 15 Cureton ؛ در عربى الحضر ؛ در Arrian در . ( Steph دو امپراطور فاتح و ( به گفتهء ديو در آخر ) همچنين اردشير شكست خورده‌اند . ولى وقتى كه سپاهيان يوويان Jovian در سال 363 م از كنار آن مىگذشتند مدتها از ويرانى آن مىگذشت Ammian ) ، 5 / 8 / 25 ) پس ممكن نيست چنان كه فردوسى و ابن هشام ( 48 ) و دينورى و اغانى ( رجوع شود به ياقوت ) خبر داده‌اند ، شاپور دوّم آن را فتح كرده باشد . بعضى از نويسندگان پادشاهانى را كه مىشناخته‌اند به جاى پادشاهانى كه كمتر مىشناخته‌اند گذاشته‌اند . ولى اين را هم بايد گفت كه ساسانيان از همان آغاز كار خود تمام همّ خود را مصروف داشتند تا دولت كوچك خطرناكى را كه در ميان قلمرو خاصّ ايشان قرار داشت و فقط ضعف اشكانيان موجب بقاى آن شده بود از ميان بردارند . پس خيلى ممكن است كه به گفتهء سعيد بن البطريق و ابن قتيبه ، اردشير اين موضع را در يك لشكركشى ثانوى حقيقة فتح كرده باشد ؛ و يا به گفتهء شعراى عرب و نسخهء فارسى سير الملوك كه در دست صاحب مجمل التواريخ بوده است ( چاپ طهران ص 63 ) شاپور اوّل آن را تسخير كرده باشد . خرابه‌هاى اين استحكامات كه هنوز هم مايهء حيرت است ( رجوع شود به شرح و نقشهء Ross در مجلّهء انجمن جغرافيائى ج 9 و وصف Ainsworth در همان مجلّه سال 11 ) و چندان از شهرهاى شاهى دور نبوده‌اند ، بايستى خاطرهء آن واقعه را در ذهن ايرانيان زنده نگاهداشته باشند ؛ و از طرف ديگر نيز خيال‌پرورى بازرگانان و بيابان‌گردان عرب كه گاهى شبى در حصن شاهى به سر مىبرده‌اند ممكن است از مشاهدهء آن سخت برانگيخته شده باشد . شعراى عرب كه در حيره